باور کن زندگی همین امروزه
بسم الله
کرکره ی دکونو کشیدم بالا
اینجا بازه....
سلامی مجدد
نوشته شده توسط عسل در چهارشنبه 3 تیر1388 ساعت 21:24 موضوع چند حرف ساده | لینک ثابت
برای این من خسته
برای این در خود شکسته
دیگر فرصتی نمانده
برای رفتن و ماندن
برای بودن و خواندن
افسوس ! مجالی نمانده...

نوشته شده توسط عسل در شنبه 4 فروردین1386 ساعت 3:32 موضوع خون دل | لینک ثابت
آرزويم اين است :
نتراود اشک در چشم تو هرگز،
مگراز شوق زياد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه هر روز ،
تو عاشق باشی
عاشق آنکه ترا ميخواهد و به لبخند تو از خويش رها ميگردد و
ترا دوست بدارد به همان اندازه که دلت مي خواهد....
نوشته شده توسط عسل در شنبه 4 فروردین1386 ساعت 3:27 موضوع خون دل | لینک ثابت
به لبهايم مزن قفل خموشی که در دل قصّه ای نا گفته دارم
ز پايم باز کن بند گران را کزين سودا دلی آشفته دارم
منم آن مرغ، آن مرغی که ديريست به سر انديشهء پرواز دارم
سرودم ناله شد در سينهء تنگ به حسرت ها سر آمد روزگارم
به لبهايم مزن قفل خموشی که من بايد بگويم راز خود را
به گوش مردم عالم رسانم طنين آتشين آواز خود را
نوشته شده توسط عسل در شنبه 28 بهمن1385 ساعت 1:34 موضوع شعر | لینک ثابت
در حيرتم از مرام اين مردم پست.......
اين طايفه زنده کش مرده پرست.........
تا هست به دولت بکشندش ز جفا........
گر مرد به عزت ببرندش سر دست ......
***
وقتي که به اين دنيا آمدي جمعي به تو خندان و تو بودي گريان ....
.کاري بکن اي دوست که وقت رفتن......
جمعي به تو گريان و تو باشي خندان.....
***
هر کس به طريقي دل ما ميشکند...
.بيگانه جدا دوست جدا ميشکند...
بيگانه اگر ميشکند حرفي نيست...
من در عجبم دوست چرا ميشکند...

نوشته شده توسط عسل در جمعه 27 بهمن1385 ساعت 16:16 موضوع خون دل | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی تیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY